جدول (۴-۱۴) تحلیل واریانس رگرسیون راهکارهای توسعه خدمات دولت الکترونیک(تسهیلات،امکانات و برنامه ها) و میزان استفاده کاربران روستایی……………………………………………………………………………………………………………………………….۷۱
جدول (۴-۱۵) ضرایب معادله رگرسیون راهکارهای توسعه خدمات دولت الکترونیک(تسهیلات ،امکانات و برنامه ها) و میزان استفاده کاربران روستایی……………………………………………………………………………………………………………………………….۷۲
فهرست نمودار ها
عنوان نمودار صفحه
نمودار (۴-۱) فراوانی و درصد فراوانی جنسیت افرادی که به پرسشنامه پاسخ داده اند……………………………………………۶۰
نمودار (۴-۲) توزیع فراوانی و درصد فراوانی سن افرادی که به پرسشنامه ها پاسخ داده اند……………………………………۶۲
نمودار(۴-۳) توزیع فراوانی و درصد فراوانی تحصیلات افرادی که به پرسشنامه ها پاسخ داده اند……………………………۶۳
نمودار (۴-۴) آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون……………………………………………………………………………………..۹۱
نمودار (۴-۵)آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون……………………………………………………………………………………….۹۱
نمودار (۴-۶) آزمون نرمال بودن خطاهای معادله رگرسیون…………………………………………………………………………………….۹۲
۱-۱٫مقدمه
تحولات دهه پایانی سده ی بیستم میلادی در تاریخ علم و صنعت بی سابقه بود،زیرا دستاوردهای انقلاب صنعتی و انقلاب الکترونیک با تحولات فناوری اطلاعات به هم آمیخت و فناوری ارتباطات و اطلاعات (آی سی تی) را پی ریخت. آی سی تی) محصولی بود که دستاوردها و پیامدهای آن در ذهن گروهی عظیم از پدیدآورندگان آن نمی گنجید، (آی سی تی )، فناوری نوینی است که توانسته است خیلی زود تمامی حصارها، قیدو بندها را گسیخته و مرزهای جغرافیایی در عرصه های مختلف، پنج قاره عالم را درنوردیده و بر کلیه ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی اثر گذارد.. عرصه تأثیرگذاری فناوری های ارتباطات و اطلاعات تنها به محیطهای شهری منحصر و محدود نمیشود و دامنه آن حتی دور دستترین مناطق روستایی را در برمیگیرد و میتواند نقش موثری در فرایند توسعه روستایی ایفا کند. مدل سازمان ملل، فرایند توسعه فنآوری اطلاعات و ارتباطات در مناطق روستایی دارای پنج مرحله اصلی پیدایش، ارتقاء، تعامل، تراکنش و یکپارچگی است. ایران از سال ١٣٨٢ اولین مرحله در فرایند توسعه این فنآوری را برای جوامع روستایی آغاز کرد.در حال حاضر مراحل پنجگانه، انجام شده و وقت آن رسیده است تا عوامل مؤثر در پذیرش و بکارگیری فنآوری اطلاعات و ارتباطات
در بین روستائیان مورد ارزیابی قرار گیرند. ھمین امر ضرورت و اھمیت این پژوھش را روشن می سازد . افزایش دسترسی به فناوری می تواند یک عامل حیاتی در رشد اقتصادی مناطق روستایی باشد. اما در عین حال برای تحقق، نیازمند همکاری توامان دولت، بخش خصوصی، و صنعت است. بررسی و نگاهی به فعالیت های سایر کشور ها در این راستا و استفاده از تجربیات آنها نیز می تواند در صورت بومی شدن با شرایط کشور، در حرکت ما به این سمت یاری رسان باشد (بهرامیان، ١٣٨۶ ).
۱-۲٫بیان مسئله
امروزه استفاده از ابزارها و فن آوری های روز دنیا باعث می گردد که در امر تجارت بهبود و پیشرفت بهتر و بیشتری نسبت به روش انجام آن د ر گذشته ایجاد شود . یکی از این ابزارها ، ابزارهای الکترونیکی است . با بهره گرفتن از ابزارهای الکترونیکی فواصل کوتاه گردیده ، ارتباطات سریع تر ، مثمر ثمرتر و همگانی تر شده است .جامعه اطلاعاتی در جهان در حال شکل گیری است و شهرها و روستاهای الکترونیکی که زیرمجموعه تفکر جامعه اطلاعاتی می باشند در سالهای اخیر در دنیا مطرح شده اند . کشور ایران همگام با بسیاری از شورهای پیشرو جهان نسبت به توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی اقدام کرده است و تلاش می کند با بهره گرفتن از این فناوری خدمات دولتی را به دورترین نقاط کشور منتقل نماید . در این راستا اقدامات متعددی انجام گرفته است که از مهمترین آنها می توان به اجرای پروژه تجهیز ده هزار روستای کشور به دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی اشاره نمود .در ایران با حمایت تام شرکت مخابرات ایران، بیش از ۸۵۰۰ دفتر خدمات ارتباطی در روستاهای کشور راه اندازی شده است، که امید است با مشارکت و مساعدت سایر وزارتخانه ها و سازمانها و نهادهای مرتبط این روند تقویت یافته و در انتهای برنامه پنج ساله چهارم به ۱۰۰۰۰ دفترداشته باشیم .روستائیان همواره یکی از مصرف کنندگان اصلی تولیدات شهری بودهاند که برای رفع مایحتاج خود مرتباً به شهرهای اطراف خود رفت و آمد داشته و دارند.یکی از وظایف مهم سازمانها در پیاده سازی دولت الکترونیک آن است که بتواند سرویسها و خدمات خود را بگونهای طراحی نماید که روستائیان نیز بتوانند از آن سرویسها بهرمند شوند و نیازی به حضور فیزیکی آنها در شهرها کمتر باشد. افزایش دسترسی به فناوری می تواند یک عامل حیاتی در رشد اقتصادی مناطق روستایی باشد. اما در عین حال برای تحقق، نیازمند همکاری توامان دولت، بخش خصوصی، و صنعت است. بررسی و نگاهی به فعالیت های سایر کشور ها در این راستا و استفاده از تجربیات آنها نیز می تواند در صورت بومی شدن با شرایط کشور، در حرکت ما به این سمت یاری رسان باشد در ایران بحث توسعه دفاتر خدمات الکترونیک(ICT) روستایی به عنوان پیشخوان دولت توسعه یافته است و قرار است تا پایان برنامه توسعه چهارم ده هزار روستای کشور به این دفاتر مجهز شود. از آنجا که تجربه توسعه خدمات الکترونیکی از طریق دفاتر ICT روستایی برای اولین بار در کشور انجام شده است، نیازمند تحقیقات مختلف برای شناسایی و بکارگیری درست کاربردهای مرتبط با روستا میباشد. این دفاتر اگرچه به لحاظ فیزیکی برپا شده ولی هنوز خدمات مورد نیاز روستائیان را بصورت کامل تامین نکرده است. از جمله چالشهای شناسائی شده عدم موفقیت کامل این پروژه ملی به نبود سرویسها و خدمات برخط دستگاه های دولتی مرتبط با روستا میباشد. نبود کاربردهای متنوع برخط دیگر که میتوانند از طریق دولت الکترونیکی و پیشخوان دولت ارائه شوند مشکل دیگر این دفاتر میباشند. تجزیه و تحلیل اقدامات انجام شده و کاربردهای عملیاتی خوبی که هم اکنون از طریق این دفاتر به مرحله بهرهبرداری رسیده است . )گرانمایه پور، ١٣٨۵)
در پارادایم های فکری و رویکرد های نوین توسعه روستایی، بهره گیری از دانش و اطلاعات و به تبع آن ابزارها و تکنولوژی های انتقال و تبادل آن، حائز اهمیت و جایگاه ویژه ای است. بر همین اساس، در راهبردهای توسعه پایدار، جامعه محور و یکپارچه روستایی، بهره گیری از ساختارها و برنامه های مرتبط با معماری اطلاعات و مدیریت دانش که امروزه در شکل نوین آن در بسترهای تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات قابل انجام است، از اولویت بالایی برخوردار بوده و براحتی می توان کارکردهای گوناگون توسعه را در ارتباطی تنگاتنگ و هم افزا با کارکردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات ارزیابی نمود. فناوری اطلاعات و ارتباطات مجموعهای در هم تنیده از اجزاء مرتبط با یکدیگر، شامل زیرساختها و فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی، کاربردها، خدمات، نیروی انسانی و نیز ساختارها و سازمانهای متولی است که در ارتباط با نظام اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جغرافیایی یک کشور فعالیت مینمایند. در نظام مرتبط با خدمات الکترونیک روستایی، چنین مجموعهای میبایست تمرکز بر محیطهای روستایی نموده و در تعامل با سطوح توسعه، ملی، منطقهای و بینالمللی باشد. لذا، خدمات الکترونیک روستایی، مقوله ای پیچیده بوده و توسعه آن مستلزم تعامل همزمان ابعاد سه گانه فناوری، خدمات و آگاه سازی (شروط لازم) با در نظر گیری نوعی نظام پشتیبانی سازمانی، نیروی انسانی، برنامهای و همانند آن (شرط کافی) می باشد.یکی از ابزارهای لازم برای راهگشایی و استفاده از قابلیتهای خدمات الکترونیک روستایی، شناسایی و تحلیل دقیق ابعاد مختلف خاصه بررسی نقاط قوت و ضعف و نیز فرصت ها و تهدیدهای مطرح می باشد.( ازکیا و غفاری، ١٣٨٣ (
.لذا توسعه خدمات الکترونیک در روستا ها امری ضروری و مهم تلقی میگردد .بنابراین سوال اصلی تحقیق عبارت است از:
عوامل موثربر توسعه خدمات الکترونیک در میان کاربران روستایی کدامند؟
۱-۳٫اهمیت وضرورت موضوع تحقیق
با توجه به اینکه افزایش جمعیت وبیکاری و فقر در حوزه روستایی، مهاجرت روزافزون روستاییان به سوی شهرهای بزرگ و …. از جمله دلایلی هستند که ضرورت و اهمیت توسعه پایدار روستایی را نمایان می سازد.که مطالعات انجام شده درباره خدمات الکترونیک روستایی (ICT)چند سالی است که در دنیا مطرح شده است ودر کشور ما نیز از سال ۱۳۸۲ به بعد کتاب ها، مقالات و رساله های دانشگاهی به طور مستقیم وغیر مستقیم در این مورد به تحقیق پرداخته اند که می توان به مواردی از آن ها اشاره کرد:بنابراین توسعه خدمات الکترونیک و گرایش و ایجاد انگیزه و افزایش جذب روستاییان به استفاده از خدمات الکترونیک در دسترس یک ضرورت مهم و کاربردی تلقی گردیده که با ایجاد بستر مناسب واین امر امکان پذیر خواهد گردید.
علی اکبر جلالی در کتابی تحت عنوان »یک سال تلاش در توسعه فناوری اطلاعات« نتیجه تلاش ها و فعالیت های انجام شده در راستای تحقق فناوری اطلاعات و گسترش آن درایران را بیان نموده و مشکلات پیش روی در این زمینه را برشمرده است (جلالی، ۱۳۸۱) .
-جلالی، روحانی و زارع در کتاب » روستاهای الکترونیکی « به طور مستقیم اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستاها را بررسی کرده اند و ضمن بیان ضرورت استفاده ازفناوری اطلاعات و ارتباطات در روستاها و بیان نمونه های موفّق جهانی آن به بررسی دستاوردهای اجتماعی و اقتصادی این پدیده در روستاها پرداخته اند. ضمناً این کتاب در حال حاضر تنها کتاب فارسی در زمینه ICT روستایی است (جلالی، روحانی و زارع، (۱۳۸۵ .
-رضوانی در کتاب » مقدمه ای بر برنامه ریزی توسعه روستایی در ایران « توجه بهخدمات الترونیک را از اولویت های اساسی در فرایند برنامه ریزی توسعه روستایی کشور دانسته و از آن به عنوان ابزاری ضروری جهت رشد و توسعه روستایی یاد کرده است و به کاربردهای متنوع و گسترده ICT و ITدر نواحی روستایی اشاره نموده است (رضوانی، ۱۳۸۷ ) .
-یافته های پژوهشی الهامی با عنوان » بررسی زمینه های گسترش ICT در توسعه روستایی در دهستان دابوی شمالی محمودآباد« نشان می دهد که موانع مدیریتی، فنی، فرهنگی - اجتماعی از محدودیت های عمده گسترش خدمات الترونیک در این منطقه محسوب می شود (الهامی،.۱۳۸۵)
-نوری در پژوهشی با عنوان »تحلیل زمینه های گسترش های فناوری جدید اطلاعاتی و ارتباطی در توسعه روستایی« به این نتیجه رسیده است که جهت دستیابی به آثار مثبت فناوری اطلاعات و ارتباطات ضروری است بستر مناسب برای گسترش کاربرد این فناوری در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، سیاسی و محیطی در همه سطوح اعم از ملّی،منطقه ای و محلّی فراهم شود (نوری، ۱۳۸۵) .
-در سال ۱۳۸۲ اولین همایش توسط »کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستا« پژوهشکده الکترونیک دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار گردید که در مجموعه مقالات ارائه شده در این همایش، ابعاد متفاوت کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در مناطق روستایی مورد بحث قرار گرفته است.
-در سال» ۱۳۸۴ همایش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه محلّی « در روستای قرن آباد از توابع استان گلستان اولین مرکز ICTروستایی کشور برگزار شد و در آن گسترش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه روستایی مورد بررسی قرار گرفت.
- یافته های هدایتی مقدّم در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان »ارزیابی نقش دفاتر ICTروستایی در ارائه خدمات به نواحی روستایی استان اصفهان: مطالعه موردی روستاهای سین، مدیسه، مهرگان و کبوترآباد « نشان می دهد که دستاوردهای اقتصادی دفاتر ICT بیشتر از دستاوردهای اجتماعی و فرهنگی است و علی¬رغم توانمندی های بالای دفاتر در ارائه خدمات، فعالیت این دفاتر عمدتاً به خدمات پستی و پست بانک محدود می باشد (هدایتی مقدم، ۱۳۸۷) .
-بدرقه در کتاب خود تحت عنوان» استراتژی های توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات«ICT به کلیات و مفاهیم ICT و کاربردهای مختلف این فناوری پرداخته و همچنین به روستای الکترونیکی اشاره و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستا را در فصل هشتم کتاب توضیح داده است (بدرقه، ۱۳۸۵)
ثرین- پذیرش آی سی تی در بین نوجوانان نروژی را بررسی کرده و با تمرکز بررفتار و توان پذیرش آی سی تی بر مبنای دو فرضیه اساسی، عوامل مؤثر بر پذیرش این فناوریها را تقسیم بندی کرده است . بر اساس نخستین فرضیه او مبنی بر وجود رابطه بین آی سی تی و کاربران برای پذیرش این فناوری ها، عوامل مؤثر بر پذیرش عبارت اند:از ویژگی های آی سی تی، ویژگی های کاربر، و ویژگی های مربوط به ارتباط بین آی سی تی و کاربر . در فرضیه دوم، وجود احساس نیاز به آی سی تی و وجود امکانات برای پذیرش آن دو شرط اساسی پذیرش برشمرده شده اند.
۱-۴٫اهداف تحقیق
با توجه به موضوع پژوهش حاضر که به بررسی عوامل موثر بر توسعه خدمات الکترونیک در میان کاربران روستایی زاهدان با بهره گرفتن از مدلهای ttf وutaut می پردازد، اهداف زیر مد نظر است : که
-اهداف کلی این تحقیق بررسی عوامل موثر بر توسعه خدمات الکترونیک در میان کاربران روستایی زاهدان با بهره گرفتن از مدلهای ttf وutaut می باشد.
اهداف فرعی :محقق با توجه به کمبود تحقیقات موجود در این زمینه و همچنین به علت اهمیت خدمات الکترونیک در میان کاربران روستای و افزایش فهم استفاده کنندگان از علم الکترونیک و میزان توسعه این علم جهت انجام امور در مناطق روستایی بدین نتیجه رسیده است که انجام این تحقیق اهمیت و ضرورت اجتناب ناپذیر دارد.که این اهداف فرعی پژوهش شامل :
الف-تاثیر عوامل توسعه خدمات دولت الکترونیک در میان کاربران روستایی
ب-تاثیر اولویت عوامل اثر گذار برتوسعه خدمات الکترونیک و ارتباط ان با میزان استفاده کاربران روستایی
ج-بررسی راهکارهای توسعه خدمات الکترونیک و میزان استفاده از آن در میان کاربران روستایی می باشد.
۱-۵٫چارچوب نظری تحقیق
چارچوب نظری الگویی است که محقق بر اساس آن درباره روابط بین عواملی که در ایجاد مسئله، مهم تشخیص داده شده اند، نظریه پردازی می کند. این نظریه می تواند ضرورتاً سخن پژوهشگر نباشد و بطور منطقی از نتایج قبلی پیرامون مسئله نشأت گیرد. به طور خلاصه چارچوب نظری به رابطه بین متغیرهایی مانند متغیرهای مستقل، وابسته، مداخله گر و تعدیل گر که تصور می شود در دگرگونی شرایط مورد بررسی نقش دارند، می پردازد. ایجاد چنین چارچوب نظری در برقراری و ساخت فرضیه ها، آزمون ها و همچنین تکمیل درک پژوهشگر کمک می کند. (خاکی، ۱۳۸۷، ۳۰).۱
تمامی مطالب یاد شده در بالارا می توان در سوال های اصلی تحقیق تلخیص کرد .
۱-۶٫سؤالات تحقیق
سوال اول- عوامل موثر بر توسعه خدمات دولت الکترونیک در میان کاربران روستایی کدامند ؟
سوال دوم-اولویت عوامل موثر بر توسعه خدمات دولت الکترونیک در میان کاربران روستایی چگونه است ؟
سوال سوم- راهکارهای توسعه خدمات دولت الکترونیک در میان کاربران روستایی چیست؟
۱-۷٫قلمرو مطالعاتی تحقیق
۲-۳-۱٫ مقدمه
در نظام بوروکراتیک تمام تلاش مدیران در جهت کسب کارایی بیشتر با حفظ سلسله مراتب هرمی سازمان بوده است. به همین جهت مناسبات سطحی و غیرقابل اطمینان بین افراد وجود دارد. اما در نظام ارزشی انسانی و دمکراتیک مناسباتی درست و قابل اطمینان در میان مردم به وجود می آید. در چنین محیطی به سازمان و اعضای آن فرصت داده می شود که تا حد توان پیش روند. بر این اساس توجه به شهروندان در نظام ارزشی دمکراتیک رو به افزایش است. اکنون که اهمیت شهروندان به عنوان یکی از منابع بسیار مهم سازمان درک شده است، رفتار آنها هم می تواند بسیار با اهمیت تلقی شود و از این روست که محققان زیادی به تجزیه و تحلیل رفتار شهروندی پرداخته اند. به طور کلی رفتار شهروندی یک نوع رفتار ارزشمند و مفید است که افراد آن را به صورت دلخواه و داوطلبانه از خود بروز می دهند. به این ترتیب مطالعه و بررسی اینگونه رفتار افراد در سازمان که به رفتار شهروندی سازمانی شهرت یافته است، بسیار مهم و ضروری به نظر می رسد.
در این بخش از فصل دوم به تاریخچه، تعاریف و مفاهیم، ابعاد، نظریه ها و مبانی نظری یکی از مفاهیم نسبتاً جدید رفتار سازمانی یعنی رفتار شهروندی سازمانی پرداخته شده است.
۲-۳-۲٫ تاریخچه رفتار شهروندی سازمانی
هر چند که اولین بار واژه رفتار شهروندی سازمانی بوسیله اورگان و همکارانش در سال ۱۹۸۳ به کار گرفته شد، ولی قبل از او افرادی همچون«کتز»[۵۵] و «کاهن»[۵۶] با تمایز قائل شدن بین عملکرد نقش و «رفتارهای نوآورانه و خود جوش»[۵۷] در دهه هفتاد و هشتاد میلادی و قبل تر از آنها، «چستر بارنارد»[۵۸] با بیان مفهوم«تمایل به همکاری»[۵۹] در سال ۱۹۳۸ میلادی، این موضوع را مورد توجه قرار دادند(پودساکف و همکاران، ۲۰۰۰، ۵۱۳، به نقل از مقیمی، ۱۳۸۴).
ابعاد ” رفتار نوآورانه و خود جوش” که به وسیله کتز ارائه گردیده، عبارتند از: همکاری با دیگران، حفاظت سازمان، ایده های سازنده داوطلبانه، خود آموزشی و حفظ نگرش مطلوب به سازمان(جاکیوب لاین و شاپیرو، ۲۰۰۲، ۹۲۹، به نقل از مقیمی، ۱۳۸۴).
باتمن و اورگان برای اولین بار در سال ۱۹۸۳، واژه رفتار شهروندی سازمانی را در دو قالب مفهوم سازی کردند؛ اول کمک های مثبت، مانند وقت شناسی و انجام دادن امور فراتر از وظایف رسمی سازمان، و دوم دوری جستن از وارد نمودن زیان و خسارت و ایجاد مزاحمت برای همکاران یا سازمان همچون اجتناب از شکوه و شکایت و یا سرزنش دیگران به خاطر امور کم اهمیت.
اورگان(۱۹۹۰) در بازنگری خود، این نکته را مورد توجه قرار داد که اجتناب از ایجاد صدمه و مزاحمت از اهمیت زیادی برخوردار است، اگر چه در میان اشکال مختلف رفتار شهروندی سازمانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است(مارکوزی و زین، ۲۰۰۴).
البته بعد از ابداع این مفهوم توسط اورگان و همکارانش، صاحبنظران مختلف با بکاربردن مفاهیمی همچون«رفتار فرانقشی»[۶۰] (ون داین، کامینگز، و پارکز؛ ۱۹۹۵)، «رفتار سازمانی مددکارانه»[۶۱] (بریف و موتو ویدلو، ۱۹۸۶؛ جورج و بتنهاوسن، ۱۹۹۰، اوریلی و چاتمن، ۱۹۸۶)، «خودجوشی سازمانی»[۶۲] (جورج و بریف، ۱۹۹۲؛ جورج و جونز، ۱۹۹۷) و «عملکرد زمینه ای»[۶۳] (بورمن و موتو ویدلو، ۱۹۹۳؛ بورمن، وایت و دورسی، ۱۹۹۵؛ موتو ویدلو و ون اساتر، ۱۹۹۴) در طول دو دهه به تبیین این موضوع پرداخته اند(پودساکف و همکاران، ۲۰۰۰، ۵۱۴، به نقل از مقیمی، ۱۳۸۴).
از جمله مفاهیم دیگری که در حوزه رفتار شهروندی سازمانی مطرح است، مفهوم رفتار شهروندی کارکنان[۶۴] می باشد که به عنوان اقدامات مثبت بخشی از کارکنان برای بهبود بهره وری و انسجام در محیط کار، فراتر یا ماوراء وظایف و الزامات شغلی و سازمانی تعریف شده است(هودسون، ۲۰۰۲، ۷۰، به نقل از مقیمی، ۱۳۸۴).
رفتار شهروندی مدیریت[۶۵] به عنوان مکمل رفتار شهروند سازمانی، مفهوم دیگری است که بیانگر سازگاری بین اقدامات مدیریت و هنجارهای رایج در محیط کار می باشد(همان منبع، ۶۴).
«راندی هودسن»[۶۶] در سال ۲۰۰۲ پژوهشی در خصوص رفتار شهروندی مدیریت و تأثیر مثبت آن بر رفتار شهروندی سازمانی و همچنین کاهش تضاد بین کارکنان با یکدیگر و مدیران انجام داده است(همان منبع، ۶۴).
بررسی ادبیات نشان می دهد که دو رویکرد اصلی در تعریف مفهوم رفتار شهروندی سازمانی وجود دارد. اورگان(۱۹۸۸) و سایر محققین متقدم در این موضوع، این نوع رفتار را تحت عنوان رفتار فرانقشی مورد ملاحظه قرار داده اند. به گونه ای که کمک های افراد در محیط کار فراتر از الزامات نقشی است که برای آنها تعیین شده است و به طور مستقیم و آشکار از طریق سیستم پاداش رسمی سازمان مورد تقدیر قرار نمی گیرد(کاسترو و همکاران، ۲۰۰۴، ۲۹، به نقل از مقیمی، ۱۳۸۴).
جریان دیگری از محققان همچون گراهام پیشنهاد می کنند که رفتار شهروندی سازمانی باید بصورت مجزا از عملکرد کاری مورد ملاحظه قرار گیرد. بنابراین دیگر مشکل تمایز بین عملکرد نقش و فرانقشی وجود نخواهد داشت. در این دیدگاه، رفتار شهروندی سازمانی را باید به عنوان یک مفهوم جهانی که شامل تمامی رفتارهای مثبت افراد در درون سازمان است، مورد توجه قرار داد. تمایز بین عملکرد نقش و فرانقش به دلایل مختلفی مشکل خواهد بود. اولاً: ادراکات مدیریتی و کارمندی از عملکرد کارکنان و مسئولیتها ضرورتاً با یکدیگر مشابه نیستند. ثانیاً ادراک کارمندان از عملکرد و مسئولیتهایشان تأثیر گرفته از رضایت آنها در محیط کارشان است. با توجه به چنین پیچیدگی هایی، تعریف اولیه اورگان از رفتار شهروندی سازمانی به عنوان رفتار فرانقشی مورد توجه قرار گرفته است(همان منبع).
۲-۳-۳٫ مفاهیم و تعاریف رفتار شهروندی سازمانی
مفهوم رفتار شهروندی سازمانی[۶۷] اولین بار توسط باتمان و ارگان در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی به دنیای علم ارائه شد. تحقیقات اولیه ای که در زمینه رفتار شهروندی سازمانی انجام گرفت بیشتر برای شناسایی مسئولیتها و یا رفتارهایی بود که کارکنان در سازمان داشتند، اما اغلب نادیده گرفته می شد. این رفتارها با وجود اینکه در ارزیابیهای سنتی عملکرد شغلی به طور ناقص اندازه گیری می شدند و یا حتی گاهی اوقات مورد غفلت قرار می گرفتند، اما در بهبود اثربخشی سازمانی مؤثر بودند(بینستوک و همکاران، ۲۰۰۳ ،۳۶۰).
این اعمال که در محل کار اتفاق می افتند را این گونه تعریف می کنند:
«مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری که بخشی از وظایف رسمی فرد نیستند، اما با این وجود توسط وی انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقشهای سازمان می شوند.» ( اپل بام و همکاران،۲۰۰۴،۱۹). به عنوان مثال یک کارگر ممکن است نیازی به اضافه کاری و تا دیر وقت در محل کار ماندن نداشته باشد، اما با وجود این برای بهبود امور جاری و تسهیل شد جریان کاری سازمان، بیشتر از ساعت کاری رسمی خود در سازمان می ماند و به دیگران کمک می کند. (کروپانزانوو بیرن،۲۰۰۰ ،۷).
ارگان همچنین معتقد است که رفتار شهروندی سازمانی، رفتاری فردی و داوطلبانه است که مستقیماً به وسیله سیستم های رسمی پاداش در سازمان طراحی نشده است، اما با این وجود باعث ارتقای اثر بخشی و کارایی عملکرد سازمان می شود(کوهن و کول،۲۰۰۴، ۳۸۶).
این تعریف بر سه ویژگی اصلی رفتار شهروندی تاکید دارد: اول اینکه این رفتار باید داوطلبانه باشد یعنی نه یک وظیفه از پیش تعیین شده و نه بخشی از وظایف رسمی فرد است. دوم اینکه مزایای این رفتار، جنبه سازمانی دارد و ویژگی سوم این است که رفتار شهروندی سازمانی ماهیتی چندوجهی دارد.
در تعریف دیگری از رفتار شهروندی سازمانی که توسط برایتمن[۶۸] ارائه شده است از آن به عنوان یک تعهد مداوم و داوطلبانه به اهداف، روش ها و در نهایت موفقیت سازمان یاد می شود و سازمانی که بر اساس مشارکت و اعمال مناسب کارکنانش بنا شده باشد از این مزیت برخوردار می باشد(برایتمن، ۱۹۹۹، به نقل از محمدی، ۱۳۸۷).
با این تعاریف، از انسان به عنوان شهروند سازمانی انتظار می رود بیش از الزامات نقش خود و فراتر از وظایف رسمی، در خدمت اهداف سازمان فعالیت کند. به عبارت دیگر ساختار رفتار شهروندی سازمانی به دنبال شناسایی، اداره و ارزیابی رفتارهای فرانقش کارکنانی است که در سازمان فعالیت می کنند و در اثر این رفتارهای آنان اثربخشی سازمانی بهبود می یابد(بینستوک و همکاران، ۲۰۰۳ ،۳۶۱).
۲-۳-۴٫ انواع رفتار شهروندی در سازمان
گراهام[۶۹](۱۹۹۱) معتقد است که رفتارهای شهروندی در سازمان سه نوع اند: (بینستوک و همکاران، ۲۰۰۳ ،۳۶۱).
گراهام با انجام این دسته بندی از رفتار شهروندی، معتقد است که این رفتارها مستقیماً تحت تأثیر حقوقی قرار دارد که از طرف سازمان به فرد داده می شود. در این چارچوب حقوق شهروندی سازمانی شامل عدالت استخدامی، ارزیابی و رسیدگی به شکایات کارکنان است. بر این اساس وقتی که کارکنان می بینند که دارای حقوق شهروندی سازمانی هستند به احتمال بسیار زیاد از خود، رفتار شهروندی (از نوع اطاعت) نشان می دهند. در بعد دیگرحقوقی یعنی تاثیر حقوق اجتماعی سازمان که دربرگیرنده رفتارهای منصفانه با کارکنان نظیر افزایش حقوق و مزایا و موقعیتهای اجتماعی است بر رفتار کارکنان نیز قضیه به همین صورت است. کارکنان وقتی می بینند که دارای حقوق اجتماعی سازمانی هستند به سازمان وفادار خواهند بود و رفتار شهروندی (از نوع وفاداری) از خود بروز می دهند و سرانجام وقتی که کارکنان می بینند به حقوق سیاسی آنها در سازمان احترام گذاشته می شود و به آنها حق مشارکت و تصمیم گیری در حوزه های سیاست گذاری سازمان داده می شود، باز هم رفتار شهروندی (از نوع مشارکت) از خود نشان می دهند(کارول سی و همکاران، ۲۰۰۳).
۲-۳-۵٫ ابعاد رفتار شهروندی
ارگان پنج بعد رفتار شهروندی را اینگونه بیان می دارد: (اپل بام و همکاران، ۲۰۰۴ ، ۱۹).
بُعد وظیفه شناسی نمونه های مختلفی را در برمی گیرد و در آن اعضای سازمان رفتارهای خاصی را انجام می دهند که فراتر از حداقل سطح وظیفه ای مورد نیاز برای انجام آن کار است( ارگان، ۱۹۸۸، ۹).
ارگان همچنین معتقد است افرادی که دارای رفتار شهروندی مترقی هستند در بدترین شرایط و حتی در حالت بیماری و ناتوانی هم به کار ادامه می دهند، که این نشان دهنده وظیفه شناسی بالای آنهاست.
دومین بُعد رفتار شهروندی یعنی نوع دوستی به رفتارهای مفید و سودبخشی از قبیل ایجاد صمیمیت، همدلی و دلسوزی میان همکاران اشاره دارد که خواه به شکل مستقیم و یا غیرمستقیم به کارکنانی که دارای مشکلات کاری هستند کمک می کند. البته برخی از صاحب نظرانِ رفتار شهروندی مانند پودساکف، ابعاد نوع دوستی و وظیفه شناسی را در یک طبقه قرار می دهند و از آنها به عنوان «رفتارهای کمکی» نام می برند.
بعد سوم رفتار شهروندی که فضیلت مدنی نام دارد، شامل رفتارهایی از قبیل حضور در فعالیتهای فوق برنامه و اضافی، آن هم زمانی که این حضور لازم نباشد، حمایت از توسعه و تغییرات ارائه شده توسط مدیران سازمان و تمایل به مطالعه کتاب، مجلات و افزایش اطلاعات عمومی و اهمیت دادن به نصب پوستر و اطلاعیه در سازمان برای آگاهی دیگران، می شود. براین اساس گراهام معتقد است که یک شهروند سازمانی خوب نه تنها باید از مباحث روز سازمان آگاه باشد بلکه باید درباره آنها اظهار نظر کند و در حل آنها نیز مشارکت فعالانه داشته باشد ( ارگان، ۱۹۸۸ ،۱۲).
جوانمردی یا تحمل پذیری چهارمین بُعد رفتار شهروندی است که به شکیبایی در برابر موقعیتهای مطلوب و مساعد، بدون اعتراض، نارضایتی و گلایه مندی، اشاره می کند.
و آخرین بعد رفتار شهروندی سازمان احترام و تکریم است. این بعد بیان کننده نحوه رفتار افراد با همکاران، سرپرستان و مخاطبان سازمان است. افرادی که در سازمان با احترام و تکریم با دیگران رفتار می کنند دارای رفتار شهروندی مترقی هستند.
Kim, Y. & Kim, S. Y. (2010). “The Influence of Cultural Values on Perceptions of Corporate Social Responsibility: Application of Hofstede’s Dimensions to Korea Public Relations Practitioners", Journal of Business Ethics, Vol. 91, 485–۵۰۰٫
Karakus, M. Torem, F. (2008) “How Our School Can be More Synergic Determining the Obstacles of Teamwork". Team Performance Management; 14(5), P174-183.
Kutner M. Tibbettis, J., (1997). Evaluating Professional Development a Frameworks For Adult Educators.U.S . Department of Education.
Kunter, M., Klusmann, U., Dubberke, T., Baumert, J., Blum, W., Brunner, M, et al. (2007). Linking aspects of teacher competence to their instruction: results from.
Katzenbach . v.r .& Smith d k. (1998). the Wisdom of teams :Crea teno ing the High performanse organisation mc grew hill.
Katzenbach, J. R. & D. K. Smith. (1993). The Wisdom of Teams. Boston: Harvard Business School Press.
Kim, S.y. Reber, B.H. (2008) “Public Relations’ Pplace in Corporate Social Responsibility: Practitioners Define their Role", Public Relations Review ۳۴ , ۳۳۷–۳۴۲٫
López- Cabrales, A., Valle, R., & Herrero, I. (2006). “Contribution of core employees to organizational capabilities and efficiency”. Human Resource Management 45(1) 81-100 .
L. Jacobs, P. Herbig,(1998). Japanese product development strategies, J. Bus. Ind. Mark. 13 (1998) 132–۱۵۴٫
Lepak, D. P., & Snell, S. A. (1999). “The human resource architecture: Toward a theory of human capital allocation and development”. Academy of Management Review 48 (١) ,۳۱-۲۴٫
Lick, D. W. (2002). Leadership and change, in field guide to academic leadership, San Francisco, Josses Bass.
Laine, S. W. M., & Otto, C. (2000); Professional development in education and the private sector: Following the leaders. Oak Brook.
Maryland Department of education.(2005); Teacher professional dstandards.Available at site:http://www.mdk12.org/instruction/professiona development/teachers-standards.html.
Maier,A. (2008). Review confirms work Place Counseling Reduces stress. British medical Journal.
Nahapiet, J., & Ghoshal, S. (1998).Social capital, intellectual capital, and theorganizationa advantage.Academ of Managem Review (2),223, 242-266 . inside for competitive advantage”. Academy of Management Executive 9(4), 49-60.
Nejati, M., & Ghasemi, S. (2012). Corporate social responsibility in Iran from the perspective of employees. Social Responsibility Journal, 8(4), 578–۵۸۸٫
Ngel Fidalgo-Blanco a, Mara Luisa Sein-Echaluce b, Francisco J. Garca-Pealvo c, Miguel ngel Conde, . (2015). Using Learning Analytics to improve team work assessment. http://dx.doi.org/10.1016/j.chb.2014.11.050.
Porter, M. E., & Kramer, M. R. (2006). Strategy and society. Harvard business review, 84(12), 78-92.
Rahmav shafi qur. (2001). evaluation of definition : ten dimension of corporate social responsibility .world review of business research valo. no .1 . march zoll .pp.:166 -176.
Salas, Eduardo, Nancy J. Cooke, and Michael A. Rosen. (2008). “On Teams, Teamwork, awell as Team Performance: Discoveries and Developments". Human Factors: The Journal of Human Factors and Ergonomics Society ۵۰ (۳): ۵۴۰–۵۴۷٫
Shamir, R. (2011). “Socially Responsible Private Regulation: World-Culture or World Capitalism?". Law & Society Review ۴۵ (۲): ۳۱۳٫ doi:10.
Scherer, A. G., & Palazzo, G. (2007). Toward a political conception of corporate responsibility:Busines sand society seen from a Habermasian perspective. Academy of Managemen Review, 32(4), 1096–۱۱۲۰٫
Salas, E., Stagl, K.C. & Burke, C.S. (2004) 25 years of team effectiveness in organizations: research themes and emerging needs. in Cooper, C.L. and Robertson, I.T. (Eds),International Review of Industrial and Organizational Psychology: Vol. 19, John Wiley &Sons, Chichester: pp. 47-91.
Sayedeh Parastoo Saeidi & Saudah Sofian & Parvaneh Saeidi. (2015). How does corporate social responsibility contribute to firm financial performance? The mediating role of competitive advantage, reputation, and customer satisfaction, Journal of Business Research 68 (2015) 341–۳۵۰٫
Solomon Michael R. and Stuart Elenara W. (1997). Marketing (Real People ,Real Choice), Prentice-Hall International Inc. pp: 5, 83-84, 390.
Sharf, R.(1996).Theories of psychotherapy and counseling.Newyork: International thomson pub.
Valentine, S., & Fleischman, G. (2008). Ethics programs, perceived corporate social responsibility and job satisfaction, Journal of Business Ethics, 77, 159-172.
Vasilescu, R. Barna, C. Epure, M. Baicu, C. (2010) “Developing University Social Responsibility: A Model for the Challenges of the New Civil Society", Procedia Social and Behavioral Sciences 2 , 4177–۴۱۸۲٫
Wood, D.J. (1991). Corporate Social Performance Revisited, Academy of Management Review 18: 691-718.
Winconsin, department of public instruction. (2003). Characteristics of successful schools. Professional development.-response of the corporate and financial sectors in Britain. Corporate Governance: An International Review 15 (1), 68-76.
Walker, M. Parent, M.M. (2010) “Toward an Integrated Framework of Corporate Social Responsibility, Responsiveness, and Citizenship in Sport", Sport Management Review 13: 198–۲۱۳٫
Whetten, D. A, and Cameron, K. S. (1998). Developing management skills. New York: Addison –Wesley, Wheelan.
به نام خدا
به نام خدا
با عرض سلام و احترام
هدف این پرسشنامه ، بررسی رابطه بین مسئوولیت پذیری اجتماعی سازمان، کار تیمی و توسعه حرفهای اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان از دیدگاه اعضای هیأت علمی می باشد. این پرسشنامه به صورت پنج گزینهای و بر اساس طیف لیکرت تنظیم شده است. برای گزینه کاملاً موافق(۵،امتیاز)، موافق(۴،امتیاز) ، نظری ندارم(۳،امتیاز)، مخالف(۲،امتیاز)، کاملاً مخالف(۱،امتیاز) در نظر گرفته شده است. از آن جایی که میزان دقت شما در پاسخ گویی به همه سؤالات موجب افزایش اعتبار نتایج پژوهش خواهد شد، لذا ضمن ارج نهادن به همکاری شما خواهشمند است سؤالها با دقت مطالعه و پاسخهای مورد نظر خود را با علامت× مشخص نمایید. لازم به یادآوری است که اطلاعات جمع آوری شده محرمانه تلقی شده و تجزیه تحلیل اطلاعات به صورت کلی انجام می گیرد، سپس کلیه پرسشنامه ها امحاء خواهد شد.
ویژگی های جمعیت شناختی
قاسم بازی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دانشگاه بوعلی سینا
۱٫جنسیت : زن مرد |
۲٫ سن : ۲۰ تا ۳۰ ۳۱ تا ۴۰ ۴۱ تا ۵۰ ۵۱ تا ۶۰ ۶۰ سال بالاتر |
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد(یونسکو)، طی گردهمایی که با عنوان «کنفرانس جهانی درباره سیاست های فرهنگی» در سال ۱۹۸۲ میلادی در مکزیکوسیتی برگزار شد؛ تعریفی جامع از فرهنگ ارائه کرد که در آن فرهنگ «کلّیتی است ترکیب یافته از خصوصیات متفاوت روحی ، مادی ، فکری و احساسی که شاخصه ی یک جامعه یا یک گروه است . فرهنگ نه فقط هنرها و نوشتارها بلکه حالات زندگی ، حقوق بنیادی انسان ، نظام های ارزشی ، سنت ها و باورها را در بر می گیرد . این فرهنگ است که به انسان امکان عکس العمل نشان دادن در مقابل خود را می دهد . این فرهنگ است که ما را به طور مشخص انسان می کند و حیات عقلایی، قضاوت نقادانه و احساس تعهد اخلاقی به ما می بخشد . از طریق فرهنگ است که ما ارزش ها را تشخیص می دهیم و انتخاب می کنیم. از طریق فرهنگ است که انسان خود را بیان می کند و از خود آگاه می شود ، ضعف های خود را می پذیرد، از موفقیت های خود می پرسد، به ابزارهای جدید دست می یابد و کارهای جدیدی خلق می کند که از طریق آنها محدودیت های خود را مرتفع سازد »(محمدپور،۱۳۹۰ : ۱)
شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز فرهنگ را نظام واره ای از اجزاء گوناگون دانسته که در نهایت هویت جامعه را میسازد: «فرهنگ نظام واره ای است از باورها و مفروضات اساسی، ارزش ها، آداب و الگوهای رفتاری ریشه دار و دیرپا و نمادها و مصنوعات که ادراکات، رفتار و مناسبات جامعه را جهت و شکل می دهد و هویت آن را می سازد.»(شورای عالی انقلاب فرهنگی، ۱۳۸۶: ۲۷)
چنانکه از تعاریف فرهنگ نیز معلوم میشود؛ فرهنگ وجهی از وجوه حیات بشری است و از روزی که بشر پا به گیتی گذاشته، فرهنگ به عنوان وجهی از زندگی فردی و اجتماعی، با او بوده است. اما آیا توجه نخبگان و اندیشمندان به فرهنگ و بررسی ابعاد و وجوه مختلف آن در محافل علمی و دانشگاهی نیز سابقه ای به درازای حیات بشری دارد؟ پاسخ منفی است چرا که تبدیل شدن فرهنگ به “موضوعی” برای مطالعه و تحقیق، امری است که ریشه آن را باید در تحولات جامعه غربی پس از رنسانس جستجو کرده و مدرنیته را بستر موضوع شدن فرهنگ جهت مطالعه و بررسی دانست. مطالعاتی که «به عنوان یکی از مهم ترین پروژه های رو به رشد دانشگاهی در ربع آخر قرن بیستم به ویژه در واپسین دهه آن ظهور کرد».(میلنر و براویت، ۱۳۸۵: ۷ ).
مطالعات فرهنگی، «اساسا نه رشته ای خاص بلکه گرایشی بینارشته ایست و هرگونه پیوستگی و تداوم در این حوزه صرفا ناشی از علایق و روش های مشترک است»(محمدی، ۱۳۸۸: ۸). از منظری دیگر، مطالعات فرهنگی مجموعهٔ آثار گوناگونی با جهتگیریهای متفاوت، و معطوف به تحلیل انتقادی اشکال و فرایندهای فرهنگی در جوامع معاصر و نزدیک به معاصر است. «فرهنگ در اینجا به هیچ روی معادل فرهنگ والا یا آثار اصیل فرنگی نیست، بلکه دربرگیرنده مجموعه متعارضی از کردارهای بازنمایی است که بر بازشکلگیری گروههای اجتماعی تاثیر مینهد»(همان: ۸). فرهنگ، برای پژوهشگر مطالعات فرهنگی، فقط شامل فرهنگ متعالی سنّتی و فرهنگ همهپسند نیست؛ بلکه شامل معناها و رویّههای روزمره هم میشود. دو تای آخر – یعنی فرهنگ همهپسند و زندگی روزمره – نقطه تمرکزهای اصلی مطالعات فرهنگی هستند.
همانطور که گفته شد، علت و ریشه های تبدیل شدن مقوله فرهنگ به موضوعی دانشگاهی را باید در مدرنیته و آثار آن جستجو کرد. تا قبل از رنسانس به علت هماهنگی و همزیستی مسالمت آمیز همه ساختارهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در جامعه غربی، هر سه وجه مذکور زندگی اجتماعی در تعامل ناخودآگاه هماهنگ با یکدیگر بوده اند اما در نتیجه تعارض های پیش آمده در بستر مدرنیته و برجسته و حاکم شدن وجه اقتصادی و سیاسی بر وجه فرهنگی اجتماع، طبیعتا فرهنگ به عنوان جزیی بیرونی قلمداد شد و این جداگانه و مجزا دیده شدن فرهنگ، آن را تبدیل به مسئلهای نظری و موضوعی برای مطالعه نمود. آنگونه که آندرو میلنر[۲]، نظریه پرداز فرهنگی اهل انگلستان و جف براویت[۳]، سرپرست گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه سیدنی استرالیا معتقدند: «چون فرهنگ و بالاخص دین در بطن زندگی جوامع فئودالی یا قبیله ای قرار داشت، آن ها معمولا هیچ درکی از امر فرهنگی به مثابه چیزی “جداگانه” و مجزا نداشتند… فرهنگ به این علت برای غرب معاصر تبدیل به مسئله ای نظری شده است که از حیث اجتماعی مسئله دار شده است… نظریه فرهنگی صرفا نوعی گفتمان تخصصی و دانشگاهی نیست بلکه “دیگریِ” سرکوب شدهی جامعه ای است که سخنگویان رسمی آن تقریبا به طور کامل اقتصاد و سیاست هستند. در حقیقت، نظریه فرهنگی نماد یکی از ناخرسندی های محوری تمدن ماست.»(همان: ۲۳)
آنچه که لازم است در این تحقیق توجه بیشتری بدان بکنیم؛ بررسی گرایش های فرهنگی در کشورهای ـ به اصطلاح ـ جهان سوم است. مطالعات فرهنگی در جهان سوم حول گفتمان هایی همچون ناسیونالیسم، قوم گرایی و سنت گرایی و جهان شمولی(جهانی شدن) شکل گرفته اند(ابوالقاسمی، ۱۳۸۵: ۱۰۳). هر یک از این گفتمان ها، به شکلی خاص برای تشکیل هویت های فرهنگی در کشورهای در حال توسعه در مقابل فرهنگ مسلط غرب، پیشنهادهایی را عرضه میدارند. قوم گرایی فرا ملی[۴] که در مراحل اولیه مبارزات ضد امپریالیستی پدیدار شدند، انگیزه نیرومندی برای تجدید حیات فرهنگی و تولید فرهنگ ایجاد کردهاند. «در الگوهای فرهنگی مبتنی بر گفتمان قوم گرایی، سخن گفتن به زبان استعماری برابر است با فکر کردن به دلخواه استعمارگران. به همین دلیل گفتمان قوم گرایی فرا ملی، ادبیات فرهنگی گسترده ای، به ویژه در جهت احیای فرهنگ ماقبل استعماری در مقابل فرهنگ استعماری به وجود آورده است»(همان: ۱۰۳).
از نظر «ادوارد شیلز»[۵] استاد جامعه شناسی دانشگاه شیکاگو، روشنفکران در جهان سوم از حیث نگرش ها و گرایش های فرهنگی مراحلی را پشت سر گذاشته اند. «در مرحله اول یعنی از استعمار تا جنگ جهانی اول، فرهنگ غرب الگوی فکری و فرهنگی روشنفکران را تشکیل داده و اصول آن مقبول بوده است. در مرحله دوم که شیلز آن را مرحله «تجدید اخلاقی» مینامد؛ فضای پذیرش برای فرهنگ غربی هرچه محدودتر شده و نوعی ناسیونالیسم احساس آمیز، محور گرایش ها و مطالعات فرهنگی شد»(همان: ۱۰۴). مرحله سومی که پس از دو مرحله غربزدگی و سپس ملی گرایی میتوان بدان اشاره کرد، بازگشت به مذهب و اصول دینی به عنوان بنیان های فرهنگی جامعه میباشد. در این مرحله که اصولگرایی نام دارد (چیزی که غرب آن را بنیادگرایی نامیده است)، «فرهنگ مذهبی، فرهنگ غربی را که دموکراسی و پلورالیسم از مظاهر آن هستند به چالش میکشد»(همان: ۱۰۵). وجه مهم تقابل فرهنگی با غرب در مرحله اخیر، روحیه ستیزه جویی و معارضانه فرهنگ مذهبی نسبت به فرهنگ غربی و نیز گفتمان ناسیونالیسم است چرا که از نظر اصول گرایان، ملی گرایی نیز خودش یکی از وجوه یا محصولات فرهنگ و تفکر غربی است. به عبارت دیگر « از آنجا که بنیادگرایی مظهر مبارزه ای سیاسی است، فرهنگی هم که در دامان آن احیا میشود خصلت ایدئولوژیک و سیاسی آشکاری دارد. بنیادگرایان، گفتمان ناسیونالیسم را در فرهنگ به چالش میگیرند و کل چارچوب دولت ملی و ناسیونالیسم را پرورده فرهنگ و سلطه فرهنگی غرب تلقی میکنند. به طور کلی بنیادگرایی شورشی عمومی بر ضد فرهنگ غربی بوده است»(همان:۱۰۵).
رابطه متقابل فرهنگ و رسانه ریشه در تاریخ حیات بشر دارد و میتوان گفت پیدایش رسانه همزاد جامعه بوده است. در طول تاریخ، انسان برای انتقال پیام خود، رسانهها را به کار گرفته و فرهنگ خود را نیز با آن گسترش داده است (ساروخانی، ۱۳۸۶: ۱۲). ارتباطات و فرهنگ به صورت متقابل، در یک تسلسل بی پایانِ رابطه دوجانبه، موجب پیدایش و تقویت یکدیگر می گردند. ما خالق فرهنگ و رسانه های خود هستیم، و فرهنگ و رسانه های ما خالق ما هستند.
دنیس مک کوئیل[۶]، استاد بازنشسته دانشکده ارتباطات دانشگاه آمستردام هلند، در کتاب «مقدمهای بر نظریهی رسانههای جمعی»، ارتباط جمعی را فرآیندی جامعهگستر و رسانهها را میانجی روابط اجتماعی میداند. وی معتقد است، همانطور که از واژه «media» یا رسانه برمیآید، رسانههای جمعی از چند لحاظ میانجی هستند: یکی اینکه غالباً میان ما به عنوان دریافت کننده و آن بخش از تجربه بالقوهای که خارج از ادراک یا تماس مستقیم ما است، قرار میگیرند؛ دوم ممکن است، میان ما و سایر نهادهایی که با آن سر و کار داریم (قانون، صنعت، دولت و غیره) قرار گیرند؛ سوم امکان دارد پیوندی میان این نهادهای گوناگون ایجاد کنند؛ چهارم، رسانهها مجراهایی هستند که توسط آنها دیگران با ما و ما با دیگران ارتباط برقرار می کنیم و پنجم اینکه غالباً رسانهها با فراهم آوردن اسباب و لوازم، به ادراک ما از سایر گروهها، سازمانها و رویدادها شکل می دهند (مک کوئیل،۱۳۸۲ :۸۳)
رسانه ها محتوای دلخواهشان را برای ما گزینش کرده و آن را آنگونه که خود میخواهند؛ برای ما تفسیر و بازنمایی میکنند. در واقع ما از دریچه رسانه ها به عالم و آنچه در آن میگذرد مینگریم. «آنتونی گیدنز»[۷]، جامعه شناس انگلیسی معتقد است: «رسانهها به عنوان فراهم کننده چارچوبهای تجربه برای مخاطبان، نگرشهای کلی فرهنگیای برای تفسیر اطلاعات توسط افراد جامعه در جوامع امروزی ایجاد میکنند. رسانهها شیوههایی را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده و نسبت به آن واکنش نشان میدهند را با کمک نظم دادن به تجربه ما از زندگی اجتماعی، قالب ریزی می کنند»(گیدنز، ۱۳۷۷: ۴۷۹)
از نظر «هارولد لاسول»[۸]جامعه شناس و نظریهپرداز ارتباطی امریکایی، رسانهها در حکم انتقالدهنده فرهنگ، برای انتقال اطلاعات، ارزشها و هنجارها از یک نسل به نسل دیگر و از افراد جامعه به تازه واردها، کاربرد دارند. آنها از این راه با گسترش بنیان تجربهی مشترک، انسجام اجتماعی را افزایش میدهند. رسانهها با استمرار اجتماعی شدن پس از اتمام آموزش رسمی و نیز با شروع آن در طول سالیان پیش از مدرسه، به جذب افراد در جامعه کمک میکنند. گفته شده است که رسانهها با نمایش و عرضهی جامعهای که فرد خود را با آن هم هویت ساخته و معرفی کرده است، میتوانند احساس از خود بیگانگی یا احساس بیریشه بودن او را کاهش دهند (سورین و تانکارد،۱۳۸۱: ۴۵۲).
تاثیر رسانه بر فرهنگ جامعه را همچنین میتوان از منظر فرایند اجتماعی شدن انسان که اخذ فرهنگ یکی از ابعاد آنست؛ مورد مداقه قرار داد. «دانشمندان علوم اجتماعی «اجتماعی کردن» را فرایندی می دانند که طی آن فرد شیوه های رفتاری، باورها، ارزشها، الگوها و معیارهای فرهنگی خاص به جامعه را یاد میگیرد و آنها را جزء شخصیت خود میسازد. بنیادیترین بخش اجتماعی کردن در دوران کودکی روی میدهد اما این روند در سراسر عمر آدمی ادامه مییابد. اجتماعی کردن دارای دو نقش اساسی است: اول، از نظر فردی، اجتماعی کردن استعدادهای بالقوه فرد را شکوفا میکند و امکانات رشد شخصیت و تبدیل فرد به شخصی اجتماعی را فراهم میآورد. دوم، از نظر جامعه اجتماعی کردن فرآیندی است برای انتقال ویژگیهای فرهنگی یک جامعه از نسلی به نسل دیگر و فراهم آوردن امکان تعامل و استمرار فرهنگ و نیز تربیت افراد برای ایفای نقشها و احراز پایگاههای مختلف جامعهشناسان اجتماعی… اجتماعی کردن ناشی از دو عامل متمایز است: الف ـ اجتماعی کردن نخست که خانواده و گروههای همسالان را در برمیگیرد. ب- اجتماعی کردن دوم که شامل مدرسه و رسانهها است.» (قنادان و همکاران،۱۳۷۵: ۹۴ و ۱۰۳ و ۱۲۰). بنابراین رسانه ها به عنوان یکی از عوامل اجتماعی شدن ثانویه، به صورتی مستمر و در تمام طول عمر؛ در حال تاثیرگذاری بر نگرش ها، ارزشها، الگوهای رفتاری و سایر ویژگیهای فرهنگی یک جامعه هستند.
باقر ساروخانی، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، ارزش را «از بنیادیترین عوامل در تبیین اندیشه، عمل یا اعمال فرد و همچنین شکلگیری حیات اجتماعی» دانسته است.(ساروخانی، ۱۳۷۶: ۹۰۹). محسنی آنها را «افکار و احساساتی دانسته که ما برای آن ها، بها، اهمیت و مطلوبیت بیشتری قائل هستیم». (محسنی، ۱۳۸۶: ۲۴۳) برخی هم ارزشهای یک جامعه را «عقاید مشترک اجتماعی دربارهی آنچه که خوب، درست و مطلوب است»؛ تعریف کردهاند. (رابرتسون،۱۳۷۴: ۶۰ و ۶۴)
آنچه که از تعاریف بالا برمیآید؛ آنست که یکی از مهمترین کارکردهای ارزش ها، استفاده از آنها در قضاوت های فردی است چرا که افراد از دریچه ارزشهای خود به آنچه که در اطرافشان میگذرد؛ نگریسته و بر اساس ارزشهای مطلوبشان، درباره پیرامونشان قضاوت میکنند. بنابراین برای فهم و تحلیل رفتارها و گرایشات فرد، باید ارزش های او را فهم کرد چرا که «ارزش مفهومی است که نشاندهندهی مجموعهای از گرایشهای معیار(مرکزی) نزد فرد در موقعیتهای اجتماعی است که هدفهای کلی او را در زندگی تعیین میکنند؛ هدفهایی که در رفتار عملی یا لفظی او آشکار میشود»(محمدخلیفه، ۱۳۷۸: ۵۵).
ابعاد و کارکرد ارزشها را از لحاظ اجتماعی هم میتوان مورد توجه قرار داد زیرا ارزشها، هم نشان دهنده آرمانها و نقاط مطلوب حرکت یک جامعه بوده و هم معیار قضاوت درباره جوامع و فرهنگهای مختلف و مقایسه میان آن ها هستند. منوچهر محسنی معتقد است « ارزشها بر رفتار افراد موثر است و به عنوان ضابطهای برای ارزیابی عملکرد دیگران مورد استفاده قرار میگیرند» (محسنی، ۱۳۸۶: ۲۴۶). بنابراین «ارزش» مفهومی مییابد که در اندیشهها بوده و ملاکی در تبیین اندیشه و عمل و شکلگیری حیات اجتماعی است. از این رو مفهوم ارزش با مفهوم نظم اجتماعی ارتباط پیدا میکند. «در جامعهشناسی پارسونی، نظم اجتماعی بستگی به وجود ارزشهای عام و مشترکی دارد که مشروع و ملتزمکننده به حساب میآیند و به منزله معیارهایی عمل میکنند که غایات اعمال به وسیله آن ها گزیده میشود»(آبرکرامبی، ۱۳۶۷: ۴۰۷).
درباره نسبت ارزش و فرهنگ باید گفت که «ارزشها در ارتباط کامل و مستقیم با فرهنگ هستند و از طریق فرهنگ تعریف میشوند» (محسنی، ۱۳۸۶: ۲۴۵) و اساسا یکی از ملاک های مقایسه فرهنگهای مختلف؛ ارزشهای آنهاست. «ارزش های اجتماعی از نوع استانداردهای فرهنگی هستند که اهداف کلی مطلوب برای زندگی اجتماعی سازمان یافته را مشخص می نمایند»(محسنی، ۱۳۸۶: ۲۴۳).
انقلاب ایجاد دگرگونی و تحول در ساختار است و به معنای طغیان مردم ناحیه یا سرزمینی بر وضع موجود به منظور برپایی وضع مطلوب است. با این تعریف و نگرش در تاریخ و انقلابهای جهان، به انقلابهای سیاسی، عقیدتی، صنعتی، کارگری، علمی، فرهنگی، طبقاتی و غیره نظیر انقلاب اکتبر، انقلاب کبیر فرانسه، انقلاب فرهنگی چین، انقلاب الجزایر، انقلابهای کارگری، علمی و صدها جنبش اصلاحی دیگر در پهنه گیتی برمیخوریم اما انقلاب اسلامی ایران شبیه هیچ یک از انقلابهای جهان نیست. ویژگی اساسی انقلاب اسلامی فرهنگی بودن آنست. این انقلاب بیش از آنکه انقلابی اقتصادی یا سیاسی باشد، انقلابی فرهنگی است و فرهنگ علاوه بر آنکه در حدوث آن نقش اساسی داشته است؛ در هدفگذاری آن هم دارای وزنی قابل توجه است و رهبران و نخبگان آن همیشه رسیدن به نقطه مطلوب فرهنگی را مد نظر خود قرار داده اند.
امام خمینی(ره)، رهبر انقلاب اسلامی؛ تاکید ویژه ای بر مقوله فرهنگ و اهمیت آن داشته اند و فرهنگ را بالاترین عنصر دخیل در موجودیت جامعه میدانند: «بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد…استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلالِ فرهنگ آن نشات میگیرد و و ساده اندیشى است که گمان شود با وابستگى فرهنگى، استقلال در ابعاد دیگر یا یکى از آنها امکان پذیر است»(امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۵: ۲۴۳). ایشان فرهنگ را مبدا همه خوشبختی ها و بدبختی های ملت دانسته و معتقدند «رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگی است». (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۰: ۳۵۶)
از نظر امام(ره)، دشمن هم پی به اهمیت این عنصر مهم برده و سعی می کند که استقلال فرهنگی را از ما بگیرد. ایشان در فرازی از بیاناتشان با اشاره به این مهم، میفرمایند: «فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یک ملت است، اساس استقلال یک ملت است و لهذا آنها کوشش کردهاند که فرهنگ ما را استعماری کنند. کوشش کردند که نگذارند انسان پیدا بشود. آنها از انسان میترسند. از آدم میترسند». (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۷: ۵۷)
آیت ا… خامنه ای، رهبر فعلی جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن بر شمردن اجزاء فرهنگ، آن را از حوزه هایی میدانند که ملت ایران در آن دارای مزیت نسبی است: « فرهنگ به معنای خاص برای یک ملت، عبارت از ذهنیات، اندیشهها، ایمانها، باورها، سنتها، آداب و ذخیرههای فکری و ذهنی است که از این جهات، ما نه فقط از دنیای پیشرفته در علم و تکنولوژی، عقب نیستیم، بلکه در بسیاری از جهات، از آنها جلوتر هم هستیم». (خامنه ای، ۱۳۷۲: ۱)
دکتر نعیم بدیعی، استاد بازنشسته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی تهران، در تحقیقی با عنوان «تحلیل محتوای مطالب ایران در روزنامه های تهران: بررسی گفتمانهای سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۶۸» مطالب مربوط به ایران را در روزنامه های کشور از حیث ساختار مطالب، شباهت ها و تفاوت های بین محتوای روزنامه ها، نامه ها و تلفن های خوانندگان، مضامین و محتوای سخنرانی های مقامات بلندپایه، بررسی تطبیقی کرده است. روزنامه های مورد بررسی در سال ۶۸ عبارتند از: اطلاعات، جمهوری اسلامی، رسالت، کیهان و روزنامه های مورد بررسی در سال ۷۶، سلام، قدس، کار و کارگر، کیهان و همشهری. برای هر مقطع نیز یک ماه آماری به عنوان نمونه انتخاب شده است. برخی از نتایح این تحقیق عبارتند از: «۱- توجه روزنامه ها در سال ۶۸ به مطالب توسعه، در زمینه های مختلف ناچیز است. ۲- ۶۵ درصد از مطالب روزنامه های مورد بررسی در سال ۶۸، خبری است. ۳- در سال ۶۸، ۸۴٫۱ درصد از کل مطالب مربوط به توسعه، از توسعه اقتصادی بحث کرده اند و مطالب مربوط به توسعه سیاسی بسیار ناچیز بوده اند. ۴- در سال ۶۸، روزنامه ها هیچ مقاله، تفسیر یا اظهار نظری در زمینه های علوم پزشکی، بهداشت، انرژی، محیط زیست و حقوق بشر و آزادی ها نداشته اند. ۴۳٫۵ درصد از مقاله های تحقیقی، تشریحی و توصیفی روزنامه ها در سال ۶۸، متمرکز بر موضوعات مذهبی بوده است.»(بدیعی، ۱۳۷۸: ۲۲)
تحقیقی دیگر با عنوان «تحلیل محتوای مهمترین مطالب روزنامه های سراسری ( زمستان ۱۳۸۵)» توسط آقای جعفر نجفی چهر، پژوهشگر دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها در سال ۱۳۸۷ انجام شده است. در این تحقیق که به روش تحلیل محتوا انجام شده و جامعه آماری آن شامل ۲۰ نسخه از روزنامه های سراسری منتشره در زمستان ۱۳۸۵ میباشد از آنجایی که هدف، ارائه تصویری کلان از روزنامههاست، فقط مهمترین مطالب منتشر شده در روزنامهها مورد بررسی قرار گرفتهاند. که عبارتند از: مهمترین تیترهای صفحه اول (شامل تیترهای اول، دوم و سوم)، مهمترین عکس صفحه اول، پیامهای تلفنی خوانندگان، سرمقاله و یادداشت اصلی و ستون ویژه، مهمترین اخبار و مطالب صفحههای خارجی، اقتصادی و فرهنگی و بالاخره حجم آگهیهای بازرگانی.
قسمتی از نتایج این تحقیق نشان میدهد که موضوع مهمترین تیترهای صفحه اول روزنامه ها به ترتیب عبارت بوده است از مقولات اقتصادی، پرونده هسته ایران و مسایل سیاست خارجی که بیشتر از سایر موضوع ها برجسته سازی شده اند. درباه موضوعات فرهنگی محقق نتیجه گرفته است که بیشترین موضوعات فرهنگی برجسته شده، به ترتیب عبارت بوده اند از: سینما، تئاتر و ادبیات. محقق همچنین به بررسی جهت گیری مثبت یا منفی روزنامه ها نسبت به موضوعات مختلف نیز پرداخته و نتیجه گرفته است که موضوعهای پرونده هسته ای ایران، مسایل دینی، دیپلماسی و سیاست خارجی کشور بیش از سایر موضوع ها با جهت گیری مثبت برجسته سازی شده است. این در حالی است که موضوع های پرونده هسته ای ایران، سیاست خارجی کشور ها و جنگ و امور سیاسی داخلی کشورها بیش از سایر موضوع ها با جهت گیری منفی برجسته شده اند(نجفی چهر، ۱۳۸۷: ۱).
از دیگر تحقیقاتی که درباره نسبت مطبوعات و ارزش ها انجام شده است؛ می توان به پژوهش با ارزش دکتر مهدی محسنیان راد، استاد علوم ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) در سال ۱۳۸۷ با عنوان «ارزش های مندرج در مطبوعات: مقایسه انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی» اشاره کرد. به خاطر فضای باز سیاسی که طبیعتا در ابتدای پیروزی هر انقلابی وجود دارد؛ مقاطع اولیه پس از این دو انقلاب، شاهد انتشار نشریات گوناگون که هر کدام نمایندگی بخشی از جریانات فکری را به عهده داشته اند؛ بوده است. بررسی مطبوعات این دو دوره میتواند تحلیل جامعی را از ارزش های مطرح در جامعه و فراوانی و شدت هر کدام از این ارزش ها، پس از انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی نشان داده و امکان مقایسه بین این دو مقطع زمانی را فراهم کند.
تحقیق مورد اشاره به روش تحلیل محتوا انجام شده و جامعه آماری آن عبارتست از شماره اول روزنامه هایی که در محدوده سرزمین ایران، در دو مقطع زمانی، برای اولین بار منتشر می شد. مقطع اول، ۸۹۱ روز فاصله ۲۳ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی ( ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۹ ) یعنی زمان فرار محمد علی شاه قاجار، تا ۲۳ دسامبر ۱۹۱۱ (حمله ارتش روسیه به ایران) و مقطع دوم، ۶۱۵ روز فاصله ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ (فرار محمد رضا شاه پهلوی) تا ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (حمله ارتش عراق به ایران) .
« نتایج نشان داد که در هر دو انقلاب پیرامون این امر که چه چیزی بد و نامطلوب است، توافق بیشتری از چه چیزی خوب و مطلوب است وجود داشته، با این تفاوت که تعدد و تنوع ارزش های منفی در انقلاب اسلامی به مراتب بیش از انقلاب مشروطیت بوده است. به عبارت دیگر، در انقلاب اسلامی، بیش از انقلاب مشروطیت به ارزش های منفی توجه شده و انقلاب اسلامی بیشتر از انقلاب مشروطیت متمرکز بر بیان نخواسته ها بوده تا خواسته ها.
در انقلاب مشروطیت، شیفتگی به تجدد غربی و در انقلاب اسلامی، نفرت از تجدد غربی دیده شد. در انقلاب اسلامی، ارزش گزاری مثبت به رهبری انقلاب، از مقوله هایی بود که اختلافی در باره آن میان اکثر گروه ها وجود نداشت؛ در حالی که در انقلاب مشروطیت، هیچ فردی چنین پایگاهی نداشت. در انقلاب مشروطیت در مورد ارزش مثبت دانستن دانش، دانشمند و تخصص، اختلافی نبود و در انقلاب اسلامی در مورد پایین بودن سهم این ارزش ها اختلافی وجود نداشت . در انقلاب اسلامی، همه گروه ها در نگاه منفی به شاه و نظام سلطنتی توافق داشتند؛ حال آن که در مشروطیت، نگاه منفی نسبت به سلسله قاجار متمرکز بود، نه نظام سلطنتی؛ آن چنان که شاهان باستان و شکوه و عظمت گذشته آنان برای ملت تحقیر شده آن روزگار ایران، ارجمند بود.»(محسنیان راد، ۱۳۸۷: ۱۹۰)
در پژوهشی دیگری که با عنوان «بررسی تغییر ارزش های اجتماعی در مطبوعات طی سال های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۵»، توسط آقای عبدالرضا حاجیلری، کارشناس ارشد جامعه شناسی در سال ۱۳۷۷ انجام شده است؛ ارزش های مردم ایران به عنوان یکی از مهمترین عناصر فرهنگی جامعه ایران و تغییراتی که درباره این ارزش در فاصله سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۵ رخ داده را بررسی شده است. این پژوهش به دنبال آزمون دو فرضیه اصلی به شرح زیر است:
۱- به نظر میرسد، گرایش به انعکاس و بیان ارزش های اجتماعی در مطبوعات در سال های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۵ از ارزش های فرامادی به سمت ارزش های مادی تغییر و تحول یافته است.
۲- به نظر میرسد گرایش به انعکاس و بیان ارزش های اجتماعی در مطبوعات در سال های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۵ از ارزش های فراملی به ارزش های ملی تغییر کرده است.
برای آزمون این دو فرضیه، از روش تحلیل محتوا استفاده شده و جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه شماره های روزنامه های اطلاعات، کیهان و جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ و تمامی شماره های همشهری، سلام، اطلاعات، کیهان و جمهوری اسلامی در سال ۱۳۷۵ بوده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که «روزنامه اطلاعات در انعکاس ارزش های اجتماعی در سال ۱۳۷۵ نسبت به سال ۱۳۶۰ از ارزش های فرامادی به سمت انعکاس بیشتر ارزشهای مادی حرکت کرده است. این روزنامه ارزش های ملی را در سال ۱۳۷۵ کمی بیشتر از سال ۱۳۶۰ انعکاس داده است. روزنامه کیهان در انعکاس ارزش ها در سال ۱۳۷۵ نسبت به سال ۱۳۶۰ از انعکاس ارزش های فرامادی به سمت انعکاس بیشتر ارزش های مادی حرکت کرده است. این روزنامه در سال ۱۳۷۵ نسبت به سال ۱۳۶۰ به ارزش های ملی بیشتر توجه کرده است. روزنامه جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۰ نسبت به سال ۱۳۷۵ به ارزش های فرامادی توجه بیشتری نشان داده هرچند در سال ۱۳۷۵ نیز مانند سال ۱۳۶۰ به ارزش های مادی اهمیتی نداده است.
در مجموع مقایسه سه روزنامه نشان میدهد که جهت تغییرات آنها از انعکاس ارزش های فرامادی به سمت انعکاس ارزش های مادی بوده است. همچنین نتایج حاصله نشان میدهد که دو روزنامه سلام و همشهری نسبت به سه روزنامه فوق الذکر به ارزش های مادی و ارزش های ملی اهمیت بیشتری داده اند.»(حاجیلری، ۱۳۷۷: ۳)
در تحقیق دیگری که در سال ۱۳۷۴با عنوان «تحلیل محتوای روزنامههای خراسان، قدس و توس در استان خراسان و بررسی میزان انطباق آنها با اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران» به انجام رسیده، سه فرضیه مطرح شده است:۱- مطبوعاتی که وابسته به موسسات فرهنگی هستند؛ انطباقشان با اصول سیاست فرهنگی بیشتر است. ۲- مطبوعاتی که اصول سیاست فرهنگی را در دستور کارشان قرار دادهاند؛ انطباقشان با اصول سیاست فرهنگی بیشتر است. ۳- روزنامههایی که از توان مالی بالاتری برخوردارند، بیشتر با اصول سیاست فرهنگی منطبق هستند. محقق در پایان به این نتیجه رسیده است که: «مطبوعات خراسان اصول سیاست فرهنگی را به طور نسبی دنبال نموده اند. همچنین از جهت انطباق روزنامههای استان خراسان با سیاستهای فرهنگی کشور، روزنامه قدس با ۴۱ درصد انطباق رتبه اول، خراسان با ۳۳ درصد رتبه دوم و روزنامه توس با ۲۶ درصد رتبه سوم را حائز شده است.» (حمیدی پور، ۱۳۷۴: ۲۹).
آخرین تحقیقی که میتوان بدان اشاره داشت؛ تحقیقی است که با عنوان “ بررسی تطبیقی محتوی مطالب فرهنگی روزنامههای کثیرالانتشار در سال های ۱۳۷۵ و ۱۳۷۹” توسط آقای کوروش میرسعیدی در سال ۱۳۸۰ انجام شده است. در این پژوهش که به روش تحلیل محتوا انجام شده است؛ محقق به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بوده است که روزنامه ها، مهمترین قالب ها، شکل های خبری و محتوایی خود را در موضوع فرهنگ به چه مضامینی اختصاص داده اند و چگونه به آن پرداخته اند؟ در نهایت پژوهشگر به این نتیجه رسیده است که در هر دو سال، بیشترین مطالب فرهنگی به صورت خبر ارائه شده است. وی درباره موضوع مطالب فرهنگی نتیجه گرفته است که در سال ۱۳۷۵، بیشترین مطالب فرهنگی دارای موضوع ادبیات بوده است در حالی که پربسامدترین موضوع فرهنگی سال ۱۳۷۹، مراکز فرهنگی بوده است. همچنین محقق در پایان نتیجه گرفته است که در سال ۱۳۷۵ بیشترین موضوعات فرهنگی در روزنامه ایران و در سال ۱۳۷۹ در روزنامه کیهان کار شده است. (میرسعیدی، ۱۳۸۰: ۱)
همانطور که قبلا ذکر شد؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی بنا بر رسالتی که به عنوان بالاترین نهاد تصمیم گیری و مدیریت فرهنگی کشور بر عهده دارد؛ در مصوبه مورخ ۲۵/۹/۸۲ ، بیست و یک ارزش اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران را مورد تصویب قرار داده است. در این تحقیق، از میان بیست و یک ارزش مذکور، پنج ارزش را انتخاب کرده و توجه خود را بر این پنج ارزش متمرکز نموده ایم. در ادامه، به شرحی مختصر درباره این پنج ارزش میپردازیم.[۹]
شهادت در تفکر اسلامی به معنای گذشتن از سرمایه جان و هستی خود در راه یک هدف و آرمان الهی است. در تعریف شهادت در اندیشه اسلامی، آنچه که اصالت و اهمیت دارد و در واقع محقق کننده حقیقت مقام شهادت میباشد؛ همانا انگیزه و نیت و غایت آن و وجه آگاهانه و اختیاریاش میباشد. تعاریف متعددی از فرهنگ شهادت آورده شده است. فرهنگ شهادت عبارت است از «مجموعه آگاهی ها، باورها، آداب و اعتقادات و اعمالی که موجب وصل انسان به عالی ترین و والاترین درجۀ کمال، یعنی مرگ آگاهانه در راه خدا می گردد. هر گونه آثار باقی مانده از شهدا درباره شهادت و شهید، سیره، روش و پیام شهیدان و بالاخره تربت پاک و مقدس آنان بخشی از این فرهنگ می باشد؛ فرهنگ شهادت عبارت است از :« تعیین عاشقانه ای که انسان دنیوی را در عبور از حیات مادی به حیات معنوی لقاا… میرساند.»(معدنی، ۱۳۸۷: ۲۲)
بی گمان مهمترین هدف پیامبران عدالتخواهی، ظلم ستیزی و استکبارستیزی بوده است. این هدف چنان دارای اهمیت است که خداوند متعال درآیه ۲۵ سوره حدید به صراحت هدف از ماموریتهای پیامبران و فرو فرستادن کتابهای آسمانی را آگاهی بخشی و روشنگری مردم نسبت به حقوق خود، بسترسازی برای نهضت و قیام تودههای مردم در راستای عدالت اجتماعی بیان کرده است.
انقلاب اسلامی که برخاسته از همین بینش و نگرش است؛ در مقام تداوم بخشی و احیای آن در همین مسیر گام برداشته و بر میدارد. هرچند که در همه دورههای زمانی به علل درونی همچون خواسته های نفسانی برخی رهبران و مدیران نظام سیاسی و یا علل وعوامل بیرونی چون استکبار جهانی که بنیاد آن بر ظلم و بیعدالتی است؛ نتوانسته این مهم را به درستی عملیاتی کند؛ ولی میتوان گفت که عنصر اصلی و مولفه اساسی قیام تودههای مردم در سال ۵۷ چیزی جز عدالتخواهی و ظلمستیزی نبوده است که همان هدف اصلی حرکت همه پیامبران و مصلحان واقعی جهان بوده است.
واژهی استکبارستیزی به معنای ناسازگاری و مخالفت داشتن با شیوهی تکبر و خودبزرگبینیِ برخی افراد است. اگر شخصی به واسطهی تواناییهایش خود را نسبت به دیگران برتر انگاشته و در مقابل آنها تکبر و گردنفرازی کند، به عنوان مستکبر شناخته میشود و عملش استکبارگری نام میگیرد. لذا «استکبارستیزی عبارت است از موضعگیری و ایستادگی در برابر هرگونه رفتارهای مستکبرانه. این اصطلاح در عرصهی سیاسی بیشتر مصداق مییابد. دنیای سیاست صحنهی اعمال قدرت کنشگران گوناگون سیاسی بر یکدیگر است: اعمال قدرت حکام و پادشاهان بر مردم خویش و اعمال قدرت دولتها بر یکدیگر. اصولاً هرگاه یک کنشگر سیاسی بکوشد با اتکا بر توانمندیها و امکاناتی که در اختیار دارد، در مقابل دیگران گردنکشی کرده و بیرون از دایرهی عدل و انصاف و از سر تکبر به آنان زور بگوید و آنان را در راستای تأمین مطامع خود به خدمت درآورد، در حقیقت سیاست استکبارگرانه را پیش گرفته است. با این حساب استکبارستیزی آن رویکرد، طرز فکر و خطمشیی است که با سیاستهای استکباری سرِ ناسازگاری دارد و حاضر به پذیرش سلطهی مستکبران داخلی و خارجی نیست. به بیان دیگر رویکرد استکبارستیز خواستار برقراری عدالت و مساوات در روابط انسانی بوده و در برابر استکبارگری به مقابله برمیخیزد زیرا برنمیتابد که کسی تنها به یُمن برخورداری بیشتر از امکانات و مواهب هستی، گردنفرازی نموده و بخواهد ارادهی خویش را بر دیگران تحمیل کند»(سعیدی، ۱۳۹۰: ۱).
امام خمینی (ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی، با اشاره به سیره انبیای الهی در اینباره میفرماید: «سیره انبیا از صدر عالم تا زمان خاتم همین بوده است که در مقابل این قدرتهایی که ظالم بودند ـ منتها هر کدام در یک محیطی بودند ـ از آنجا شروع کردند. لکن مقصد این بوده است که ریشه استکبار را از جهان بکنند و مردم را از این ظلمهایی که بر ایشان میشود؛ نجات بدهند» (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج۱۵: ۵۰۷) و از ملت میخواهند که «هیچ گاه سلاح مبارزه با ظلم و استکبار و استضعاف را زمین نگذارید»(امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۲۰: ۳۸)
update your browser!